مرتضى راوندى
134
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
سنگانداز ، استفاده مىكردند . بسيارى از ساكنان كه براى نجات به كاريزها پناه برده بودند ، در آن مجارى در - گذشتند . چون سياست كلى چنگيز قتل و غارت و از بين بردن انبارها و منابع آذوقه بود ، قحطى و بيمارى شيوع يافته بود . نسوى مىنويسد از حدود بلخ تا حدود دامغان ، يك سال ، پيوسته خلق گوشت آدمى و سگ و گربه مىخوردند ؛ چه عمال چنگيز خان جمله انبارها را سوخته بودند . » « 1 » « چون بعد از 14 سال يعنى در سنهء 634 هجرى ، خان بزرگ ، اوكتاى قاآن ، فرمود تا هرات را احيا كنند و عدهاى از اسيران ( هزار نفر پيشهور و نساج را كه بعد از تسخير هرات از آن شهر كوچانده بودند بازگردانيدند ، ديدند كه در پيرامون ويرانههاى شهر ، تقريبا نه روستايى باقى مانده و نه دام كارى ، و جويها انباشته است و بدين سبب ، مردم ناچار خود بجاى گاو ، گاوآهن مىكشيدند . قرار بر اين بود كه هر مرد ساكن هرات 3 من گندم در 50 كوتك ( واحد طول ) بكارد و از بركه آبش دهد . « هنگام زرع از وضيع و شريف دو دوجوغ ( يوغ ) مىكشيدند و ديگرى ميعاد راست مىداشت و بدين نوع زمين را شيار مىكردند و تخم مىپاشيدند و پنبه مىكاشتند . » پس از برداشت محصول پنبه ، بيست مرد هريك بيست من پنبه به افغانستان بردند و از آنجا « ادوات دهقنت آوردند . » [ ر ك : سيفى ، ص 111 ] « 2 » از اين جملات پيداست كه اسب و خر وجود نداشته است . به گفتهء نويسنده ذيل تاريخ سيستان ، در سال 632 هجرى ، هنگامى كه مغولان براى بار سوم به سيستان هجوم كردند ، ويرانى و قحطى چندان عظيم بود كه آذوقه به مبالغ باور نكردنى فروخته مىشد ؛ بدينقرار : شكر منى 15 دينار ، فانيد ( حلوا و قند سفيد ) 10 دينار ، عسل 12 دينار ، روغن حيوانى 5 دينار ، گوشت گوسفند 4 دينار ، گوشت گاو 2 دينار . « 3 » يكى از عواملى كه به عدم ثبات و آشفتگى وضع اقتصادى ايران كمك مىكرد ، اختلاف بزرگى بود كه بين سران نظامى و چادرنشين مغول و ترك از طرفى ، و فئودالهاى اسكان يافتهء ايرانى از طرف ديگر وجود داشت . اين اختلاف در تمام زمينههاى اقتصادى و اجتماعى تجلى مىكرد . فئودالها و مأمورين متنفذ ايرانى كه در رأس دستگاه ادارى قرار داشتند ، مىكوشيدند تا دولتى نيرومند و متمركز تأسيس كنند و حكومتى شبيه حكومت غزنويان و سلاجقه پديد آورند و در پناه قدرت خان مغول ، به وضع آشفتهء مالياتى و ميزان مال الاجارهء اراضى مزروعى نظم و قرارى بدهند ، خزانه و ماليهء دولت را تقويت كنند و اعيان چادرنشين ترك و مغول را كه با اسراف و تبذير و غارت كشاورزان با سياست « تمركزطلبى » مخالفت مىكردند ، بر سر جاى خود بنشانند . در عهد هلاكوئيان كمابيش فئودالهاى ايرانى نظير افراد خاندان جوينى كه مال و منال فراوان داشتند موفق شدند كه حكومت مركزى را تقويت كنند . در اواخر قرن هفتم هجرى ، وضع اقتصادى زمامداران مغول آشفته و درهم بود . در عهد
--> ( 1 ) . به نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، پيشين . ص 127 . ( 2 ) . همان ، ص 130 - 129 . ( 3 ) . تاريخ سيستان . ص 396 ، به نقل از : كشاورزى و مناسبات ارضى در ايران عهد مغول ، پيشين . ص 132 - 131 .